تبليغاتX
با تو می گویم
با تو می گویم
.:الهی آتش عشقم به جان زن.:
سلام...

من دوباره اومدم. اما میدونم اومدم که بمونم یا بازم قراره غیبم بزنه. این چند وقت سرم خیلی شلوغ بود. حوصله هم نداشتم.

چه خوب می شد اگه آدم میتونست آینده رو پیش بینی کنه ٍ اون موقع می شد جلوی حوادث بد رو گرفت یا اونارو تغییر داد" دیگه تصمیم اشتباه نمی گرفتیم.

کی میگه زندگی چون پیش بینی نشده است قشنگه؟ من که قبول ندارم.

امید وارم زندگیتون پر باشه از اتفاقای خوب و شیرین.

تا بعد

                                                   عزاداریهاتونم قبول باشه منم دعا کنید که خیلی نیاز دارم

|+| نوشته شده توسط ع در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 15:39 |